ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )

254

سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )

مشهد به خاك مىسپردند . در اين صورت تعداد مشايعين خيلى زيادتر مىشد و به همراه خود هرچه براى چنين سفر طولانى - از چادر و وسايل زندگى ديگر - در بين راه لازم بود ، حمل مىكردند . روحانيان - كه در ميان دو لب خود وردهايى مىخواندند - فقط تا دم دروازه‌ى شهر جنازه را تشييع مىكردند . اگر مسافرى در شهرى كه قرار بود جنازه‌يى دفن شود ، كار خصوصى داشت ، به جمع مشايعين مىپيوست و ازاين‌رو تعداد جمعيت لحظه به لحظه افزونتر مىشد . ولى قبلا همه چيز را پيش‌بينى مىكردند و وسايل سفر از هر جهت تأمين بود و تعداد نفرات هر قدر هم زيادتر مىشد ، خانواده صاحب عزا خود را از اين لحاظ متضرر يا ناراحت نمىدانست . اما خودمانيم آيا تشريفاتى با چنين زرق و برق و جلال و شكوه ، براى تأسف‌انگيزترين حادثه‌ى زندگى ، كمى افراطآميز و صرفا براى ابراز « تشخص » نيست ؟ 2 . ارگ تالار - اتاق وزارت خارجه و گلستان - تخت طاووس - موزه جديد - نارنجستان - قصر بلور - عمارت بادگير - تكيه - شمس العماره - مدرسه شاه - مطبوعات ايران - اطلاع - اختر - وطن محل سكونت شاه كه ارگ ناميده مىشود هيچ‌گونه شباهتى به كاخ‌هاى پادشاهان اروپايى ندارد . اين عنوان جامع ، نظير كاخ كرملين مسكو ، در واقع شهر مخصوصى را دربرمىگيرد كه به وسيله‌ى ديوار سرتاسرى محصور شده است . سابقا براى اطمينان بيش‌تر دور آن خندقى نيز كنده و چند فروند توپ آنجا گذاشته بودند ولى امروزه خندق پر شده و توپ‌ها را نيز به قورخانه منتقل كرده‌اند . اين مقر سلطنتى ميان بازار و ميدان توپخانه قرار دارد و داراى كاخ‌هاى متعددى است كه شاه به تناوب در يكى از آنها سكونت مىكند . ساختمان‌هاى اندرون نيز داخل باغ‌هاى وسيعى كه هركدام با ديوار مجزايى از هم جدا شده‌اند ، پراكنده است . محل اقامت شاهزاده‌ها و خاندان سلطنتى ، بعضى وزارتخانه‌ها ، دار الفنون و حتى در قسمت غربى ، اداره‌ى تلگرافخانه مركزى - كه به خيابان بزرگ و غم‌انگيز جليل‌آباد بازمىگردد - و در قسمت شرقى سفارتخانه‌ى